«شفیع آقا محمدیان» رئیس هیئت داوران پنجاه چهارمین دوره «جشنواره فیلم رشد» در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس با اشاره به نقش و ظرفیت های آموزش و پرورش در ارتقا سطح سینمای کودک و نوجوان اظهار داشت: اگر آموزشوپرورش بخواهد از ظرفیت سینما بهصورت بهینه استفاده کند، باید نگاهی ویژه و راهبردی به آن داشته باشد. یعنی سینما باید بهعنوان یک ابزار استراتژیک برای پرورش نیروی فکری، فنی و هنری دانشآموزان دیده شود.
وی افزود: در این چارچوب، جشنواره «رشد» که قدیمیترین جشنواره سینمایی کشور است، میتواند نقشی بسیار جدی در ارتقای فرهنگی و رشد فکری دانشآموزان ایفا کند. از سوی دیگر، آموزشوپرورش میتواند خود وارد عرصه تولید شود، سفارش فیلم دهد، نیرو تربیت کند و سازوکار تولید را در مسیر اهداف آموزشی هدایت کند. به این ترتیب، این وزارتخانه میتواند در حوزه فرهنگسازی اعم از فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی یک کنشگر جدی باشد، مشروط بر اینکه سینما را بهعنوان ابزار راهبردی به رسمیت بشناسد؛ نگاهی که متأسفانه نهتنها در آموزشوپرورش، بلکه در بسیاری از نهادهای فرهنگی ما حاکم نیست.
آقامحمدیان ضمن انتقاد از رویکرد کانون پرورش فکری و سیاست های آن در مقام نهاد موظف به تولید آثار هنری و سینمایی از سوی وزارت آموزش و پرورش، تصریح نمود: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان اساساً از ابتدا نگاه متفاوتی داشت. کانون از ابتدا فیلمهایی تولید میکند که اگرچه بیجا نیستند، اما الزاماً همسو با چارچوبهای آموزشی آموزشوپرورش نیستند. نگاه کانون پرورش فکری بیشتر جهانی است و تلاش میکند در جشنوارههای بینالمللی حضور پیدا کند؛ بنابراین آثارش گاهی از جریان فرهنگی مدنظر آموزشوپرورش فاصله میگیرد. البته کانون میتواند بهعنوان یک بازوی جدی عمل کند، به شرط اینکه خطمشی فرهنگی مشخصی تعریف شود و آموزشوپرورش بر جهتگیری آن نظارت داشته باشد تا فیلمها در خدمت تحکیم فرهنگ و رشد فکری نوجوانان قرار بگیرد. فراموش نکنیم آینده کشور در دست همین نسل است.
وی تاکید کرد: اما واقعیت این است که از ابتدا نیز رویکرد کانون چنین بوده است. با نگاهی به فیلمهای قدیمی ساختهشده در کانون و حضور فیلمسازانی مانند کیارستمی میبینیم که رویکرد آنها فراتر از اهداف آموزشی آموزشوپرورش بوده است. ممکن است گاهی خروجی آنها به کار آموزشوپرورش بیاید، اما این امر قطعی و هدفگذاریشده نبوده است. بنابراین، اگرچه کانون لزوماً ضد فرهنگ نیست، اما نقش آن در تقویت مستقیم فرهنگ دانشآموزی، در مقایسه با مأموریت اصلی آموزشوپرورش، کمرنگتر است.
کارگردان فیلم های سینمایی «فرار از جهنم» و «مروارید سیاه» در مورد اینکه آیا باید یک ساختار جدید مستقل از کانون برای تولیدات آموزشوپرورش ایجاد شود یا همان کانون ساماندهی گردد؛ بیان کرد: مسئله اصلی پراکندگی فرهنگی است. تقریباً همه نهادهای ما در حوزه فرهنگ دچار تشتتاند. آموزشوپرورش میتواند با بهرهگیری صحیح از ابزار سینما، ستون محکمی برای تقویت بنیانهای فرهنگی دانشآموزان باشد، اما از این ظرفیت بهدرستی استفاده نکرده است. ابزارهای لازم را در اختیار دارد: جشنواره رشد، ظرفیت کانون پرورش فکری، و امکان همکاری با دیگر جشنوارهها. این وزارتخانه حتی میتواند برای جشنواره کودک یا سایر رویدادها سیاستگذاری کند، سفارش ساخت بدهد و برای تربیت نیروهای جوان با سایر نهادها همکاری مؤثر داشته باشد.
او ادامه داد: مشکل اینجاست که متأسفانه یا مسئولان این ظرفیتها را نمیشناسند، یا اساساً اعتقادی به سینما بهعنوان ابزار فرهنگی ندارند. در حالی که اگر این ظرفیتها شناخته و فعال شوند، آموزشوپرورش میتواند نقش تعیینکنندهای در هدایت فرهنگی نسل نوجوان ایفا کند.
آقامحمدیان با بیان این مطلب که جشنواره رشد به دلیل قدمت و سابقهای که دارد، میتواند تأثیر قابل توجهی در جریان فرهنگی کشور داشته باشد؛ اظهار داشت: اما متأسفانه این ظرفیت تاکنون به درستی مورد استفاده قرار نگرفته است. علت اصلی این امر، مدیریت فعلی جشنواره است که پرداختن به این امر نیازمند برنامهریزی جدی و دیدگاه بلندمدت است، اما چنین نگاهی در حال حاضر وجود ندارد.
وی افزود: جشنواره رشد میتواند ابزار بسیار مؤثری برای آموزش و پرورش باشد تا با همکاری با سایر جشنوارهها، تولید فیلمهای مرتبط با پرورش فکری دانشآموزان را تقویت کرده و جریان فرهنگی را در جامعه شکل دهد. هدف اولیه جشنواره در گذشته، ترکیبی از فرهنگ ایرانی و غربی بود تا فرهنگی متوازن برای دانشآموزان ارائه شود، اما اکنون ضرورت دارد که فرهنگ ایرانی-اسلامی محور اصلی فعالیتها قرار گیرد و اقدامات در جهت رشد فرهنگی جوانان صورت گیرد. متأسفانه این اتفاق هنوز به شکل مطلوب رخ نمیدهد.
وی متذکر شد: با توجه به مسئولیت نهادهای فرهنگی در جهت رشد فکری جامعه، آموزش و پرورش و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید همکاری جدی داشته باشند تا جشنواره رشد و سایر جشنوارهها بتوانند نقش اصلی خود را ایفا کنند. به ویژه در جشنوارههای کودک و نوجوان، کمبود آثار مناسب محسوس است و نشاندهنده ضعف در سیاستگذاری و برنامهریزی است.
«شفیع آقامحمدیان» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: مشکل دیگر این است که نگاه جشنوارهها به اجرا صرفاً جنبه تشریفاتی پیدا کرده است. فرش قرمزها و برنامههای نمایشی، به جای تأکید بر فرهنگسازی، بیشتر جلوهای شخصی یا غیرایرانی دارند و از هدف اصلی فاصله گرفتهاند. حتی اگر نیاز باشد جشنواره برای یک یا دو سال تعطیل شود، مهمتر آن است که برنامهریزی جدی و مؤثری صورت گیرد تا جشنواره بتواند به رسالت اصلی خود در پرورش فکری و فرهنگی دانشآموزان عمل کند.
ارسال نظر